X
تبلیغات
رایتل

نوشته بود:این عمر چه قدر زود گذر است،ودر نتیجه چه میخواهیم بکنیم...

پس چ بهتر خودرا به همراه دوستان،در کنار یار ببینیم..

عمر او چقدر زود گذشته بود...جشن 18 سالگی اش را در بهشت زهرا گرفتند...

نوشته بود:شهادت مدرک فارغ التحصیل شدن از دانشگاه الهی است...

وقتی که جشن فارغ التحصیلی اش را گرفتند...خبر آمد که از دانشگاه تهران هم فارغ التحصیل

شده بود...فقط چند روز قبل تر...

نوشته بود:اگر احیانا"جنازه ام به دستتان نرسید...مرا با لباس رزم،دفن کنید...

تا بدانند...لباس سبز سپاه...کفن سرخ پاسداران است.

مانده بودند چگونه به وصیت عمل کنند...در آخر همان لباس سبز را تشییع کردند.

جنازه ای در کار نبود...


آنان رفتند...

حال من ماندم و تو...

در میان این همه ترکش دشمن...

که هدفش،ذهن ماست...نه جسم و بدنمان...

حال ...

می جنگی؟یانه؟

با رفتارت...

با پیشرفتت...

با اندیشه ات...

تیر به دشمن می زنی یانه؟

آنان رفتند...

و بقیه ی کارها را گذاشتند...

برای من وتو

...نگو..این واقعه 4 دهه پیش است...

نگو..طرز فکرشان با ما،متفاوت بوده...

نگو..الان..وقت جنگ نیست.

میدانم..

تاثیر جنگ نرم...

دها برابر جنگ فیزیکی ست...

سرباز...

الان غفلت جایز نیست...

.






تاریخ : پنج‌شنبه 18 مهر 1392 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : 0 2 0 ♥ | نظرات (7)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.