محرم وصفر باز آمد..

وشورش آن تمام شهرم یا بهتر است بگویم تمام کشورم را گرفته..همه سیاه پوشند..خدمت میکنند..فکر میکنند..عاشقند...

عاشق همان امام..همان بینش..مگر میشود؟تو بگو... در این سرما،برپا بایستی،زحمت بکشی..چای بدست مردم بدهی وسهیم باشی!سهیم باشی در عزاداری سالار شهیدان..آنوقت عاشق نباشی؟مگر میشود؟خدایا!من به حرمت امامت..به حرمت روزی که حسینت(علیه السلام)را کشتندو شادی کردند..به حرمت روزی که از خوشی آن روزه گرفتند.

..تورا قسم میدهم معرفتم را بیشتر کنی..تا از محرم فقط بر مصائبش نگریم..

ببینم چطور یزدیان .. یزیدی شدند؟ و چطور افسار عقل خودرا بدست دیگران دادند..

و قبول کنیم..هنوز یزیدیان هستند..وهنوزهم این نبرد حق وباطل ادامه خواهد داشت..



گوشه ی اشکت چکید..مرا هم از توفیقی که نصیبت شده..بی ثمر نذار..

"اللهم ارزقنا شهاده فی الطریق الحق" "آمین"

قدر بدونین..

تمام





تاریخ : دوشنبه 12 آبان 1393 | 12:28 ق.ظ | نویسنده : 0 2 0 ♥ | نظرات (0)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.